هميشه يكي بدهكارم
به دختركي كوچك و شاد
كه هر شبِ بيگاهِ وسوسه
در دستهايت پير و فرسوده ميشود
پي.نوشت )؛ الان. نيمه شبه. ۲۱ ارديبهشته و من، نميدونم چرا شاعرانه نميشه فضا، هوا، روزا، شبا ... هي روزگار ... تُف بهت!
دور از تو ماندهام و هیچ رباب رگ بریدهای راز این همه بغض را بر لبان خاموشم نمیداند
هميشه يكي بدهكارم
به دختركي كوچك و شاد
كه هر شبِ بيگاهِ وسوسه
در دستهايت پير و فرسوده ميشود
پي.نوشت )؛ الان. نيمه شبه. ۲۱ ارديبهشته و من، نميدونم چرا شاعرانه نميشه فضا، هوا، روزا، شبا ... هي روزگار ... تُف بهت!