بوسه
بدرقه مي كني مرا
عطر ليمو مي چكد
از لب هايم
*
...
رستگار مي شوم
در اين قمار
كه به يغما مي بري مرا
با اين نگاهِ مات
سكوتِ سرد
*
بي تو
سوخت
در پيلۀ اندوه
پروانۀ من!
*
از من تا من
كودكي در من
شير و عسل دوست دارد
خودم اما نه!
دور از تو ماندهام و هیچ رباب رگ بریدهای راز این همه بغض را بر لبان خاموشم نمیداند
بوسه
بدرقه مي كني مرا
عطر ليمو مي چكد
از لب هايم
*
...
رستگار مي شوم
در اين قمار
كه به يغما مي بري مرا
با اين نگاهِ مات
سكوتِ سرد
*
بي تو
سوخت
در پيلۀ اندوه
پروانۀ من!
*
از من تا من
كودكي در من
شير و عسل دوست دارد
خودم اما نه!